یوهان ولفگانگ فون گوته در شاهکار ادبی حاضر یکی از دیرپاترین روابط انسانی، یعنی رابطهی زوجی و پیچیدگیهای ناشی از تقابل احساس و اخلاقیات حاکم بر این رابطه را به تصویر میکشد. گفتهها و ناگفتههای بسیاری در اینباره دارد، گویی در زمان حال و میان ما زندگی میکند و مینویسد. رمان خویشاوندیهای اختیاری گوته سرآغاز یک سبک داستانسرایی در ادبیات جهانی شد. به دنبال و با الهام از رمان گوته، مادام بواری فلوبر، آنا کارنینای تولستوی و افی بریست فونتانه عرضه شدند. زمانی که توماس مان کوه جادو را مینوشت و پیش از آن، سرگرم نگارش مرگ در ونیز بود، در جستوجوی «تعادل میان حس و اخلاق»، رمان گوته را بیش از پنجبار خواند، مطلبی که بهنظر وی در خویشاوندیهای اختیاری به کمال نشسته است.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران