ژان تولی (1953) از نویسندگان پرکار و چندساحتی ادبیات فرانسه است. او هم رمان مینویسد، هم فیلمنامه، هم شعر و گاهی نیز کارِ کارتون و سینما میکند. نخستین کتابی که از او به فارسی درآمد، مغازهی خودکشی، اقبالِ شگفتانگیزی داشت. آدمخواران (2009) نیز یکی از تکاندهندهترینِ آثارِ این نویسنده است. داستانی بلند که بر اساسِ یک اتفاقِ واقعی نوشته شده. قصه در میانهی جنگِ فرانسه و پروس در سالِ 1870 روایت میشود، جنگی که با شکستِ مفتضحانهی ناپلئون سوم و سقوط پاریس همراه بود. داستان از جایی آغاز میشود که یک اشرافزادهی وان، که از قضا خود و خانوادهاش در منطقه به دلیل خدماتشان به روستاییان محبوبیت دارند، برای گشتوگذاری عازم روستا میشود، دهکدهای که درگیرِ قحطی هم هست. آنجا، طیِ بحثی، متهمش میکنند که او از پروسیها حمایت کرده… داستان در عرض چند ساعت میگذرد و هر لحظهاش آبستنِ اتفاقی عجیب است. و راوی مردمانی که همهچیز را فراموش کردهاند و فقط میخواهند خشمشان را فروبنشانند. یک رئالیسم سیاه نفسگیر…






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران