تادئوش روژه ویچ، یکی از برجستهترین شاعران، نمایشنامه و فیلمنامهنویسان لهستانی است که در سال 1921 در شهر رادومسک به دنیا آمد و در 24 آوریل سال 2014 در سن 93 سالگی درگذشت. تادئوش سالها عضو جنبش مقاومت لهستان علیه نازیها بود و در همان زمان با مطبوعات زیرزمینی نیز همکاری میکرد. نخستین اشعار او با عنوان دلواپسی در همان سالها منتشر شد. او در لهستان برای 20 عنوان کتاب شعرش، بیشتر در مقام یک شاعر بزرگ میشناسند تا نمایشنامهنویس. او از بهترین شاعران پس از جنگ در لهستان و یکی از خلاقترین نمایشنامهنویسان اروپای نیمه دوم قرن بیستم بود که بارها از طرف آکادمی سوئد، به عنوان کاندیدای دریافت جایزه نوبل ادبیات معرفی شد. نمایشنامه معروف او به نام فهرست انقلابی در تئاتر لهستان بر پا کرد و تئاتر جهان را تحت تاثیر قرار داد. نمایشنامهها و اشعار او به زبانهای متعددی ترجمه شده است.
دختر: برای چی از خوردن دست کشیدین؟ این فکر از کجا به سرتون زد؟ از کی شروع کردین به نخوردن؟ آیا به نظر خودتون، با نخوردن غذا حالتون بهتر از کسانی میشه که به نحوی عقلانی غذا میخورن یا حتی پرخوری میکنن؟
هنرمند گرسنگی: نه… اما من به خاطر اونا، به خاطر آدمای شکمسیر از غذا خوردن دست کشیدم… گرسنگی من، فقط میون آدمای شکمسیر معنی داره؛ غذا نخوردن میون آدمای گرسنه و در حال مرگ که فایدهای نداره… کاری بیمعنی و احمقانهس… بعضی وقتا نسبت بهشون احساس تحقیرآمیزی پیدا میکنم. میبینین، اینا نگهبانای گرسنگی منان؛ یک عده قصاب حرفهای که برای خوردن و خوابیدن، دست از کار میکشن… ولی اینجور احساسهای ناراحتکننده رو بلافاصله تو خودم خفه میکنم… چون اینا دقیقاً از قماش همون آدماییان که غذا میخورن، مصرف میکنن؛ که به اصطلاح، حافظ جامعه و ساختار تمدن معاصرن. اگه اونا از این چیزا استفاده نکنن و نخورن… ممکنه همه چی سقوط کنه و منهدم بشه…
دختر: برای چی از خوردن دست کشیدین؟ این فکر از کجا به سرتون زد؟ از کی شروع کردین به نخوردن؟ آیا به نظر خودتون، با نخوردن غذا حالتون بهتر از کسانی میشه که به نحوی عقلانی غذا میخورن یا حتی پرخوری میکنن؟
هنرمند گرسنگی: نه… اما من به خاطر اونا، به خاطر آدمای شکمسیر از غذا خوردن دست کشیدم… گرسنگی من، فقط میون آدمای شکمسیر معنی داره؛ غذا نخوردن میون آدمای گرسنه و در حال مرگ که فایدهای نداره… کاری بیمعنی و احمقانهس… بعضی وقتا نسبت بهشون احساس تحقیرآمیزی پیدا میکنم. میبینین، اینا نگهبانای گرسنگی منان؛ یک عده قصاب حرفهای که برای خوردن و خوابیدن، دست از کار میکشن… ولی اینجور احساسهای ناراحتکننده رو بلافاصله تو خودم خفه میکنم… چون اینا دقیقاً از قماش همون آدماییان که غذا میخورن، مصرف میکنن؛ که به اصطلاح، حافظ جامعه و ساختار تمدن معاصرن. اگه اونا از این چیزا استفاده نکنن و نخورن… ممکنه همه چی سقوط کنه و منهدم بشه…






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران