حکیم رازی گذشته از جنبۀ پزشکیاش- که آوازۀ جهانی گستردهای یافته است. به لحاظ حکمت طبیعی، علم اثباتی و روش تجربی، با فرانسیس بیکن قابل قیاس است و بر او فضل تقدم دارد؛ و باید گفت اصول طبیعت پژوهشی رازی ( ذرهگرایی، زمان مطلق، تصور حرکت، علم تجربی) با مال اسحاق نیوتون یکی است؛ به علاوه، نظر به گرایش ضد ارسطویی در باب معرفتشناسی، خود همسنگ و همانند با رنه دکارت فرانسوی میباشد.
بهطور کلی، اندیشههای چندگونۀ رازی به نحوی “علم نوین” سدههای 16 و 17 (م) را در ذهن تداعی میکند؛ چه دوران انتقال فیزیک از قرون وسطا به عصر جدید در اروپا، همانا با گرایشهای “رازیوار” مشخص میشود؛ باید افزود که هر نظری دربارۀ حقیقت نهایی اندیشههای امانوئل کانت در مورد طبیعت اظهار میشود، بایستی اصول فیزیک نظری رازی را ملحوظ بدارد: چه از اندیشههای بنیادین تشکیل یافته، که سطوح متفاوتی از شناخت علمی ارائه میکند…
موضوع کتاب حاضر …، حکمت طبیعی و نظام فلسفی رازی، و هدف از تالیف آن…، این که “فلسفه” بهطور کلی و به معنای اخص کلمه یعنی “حکمت طبیعی” مادی؛ و این که با درک “فیزیک” رازی…، دیگر جایی برای متافیزیک در فلسفۀ ایران باقی نمیماند…، گواه بر آن نیز حکیمان بزرگی همچون ابوریحان بیرونی عمرخیام نیشابوری- هر دو پیرو “اتمیسم” رازی- متافیزیک را بهدور افکندند، و مساعی فکری و علمی خود را مقصور بر مطالعات طبیعی و نجوم ریاضی کردند…، و چون این فلسفه اصلا ایرانی است که رازی آنرا بازیابی یا بازآفرینی و زنده کرده است؛ پس همچون حکیم فردوسی- در قیاس تمثیلی- که حماسه ملی ایران را در “شاهنامه” احیا نموده، خصوصا نظر به وسعت ابعاد معرفت علمی و حکمی و جامعیتی که فلسفۀ رازی داراست، به حق میتوان آنرا “شاهنامۀ فلسفی” ایران نامید…
مقدمۀ مولف
بهطور کلی، اندیشههای چندگونۀ رازی به نحوی “علم نوین” سدههای 16 و 17 (م) را در ذهن تداعی میکند؛ چه دوران انتقال فیزیک از قرون وسطا به عصر جدید در اروپا، همانا با گرایشهای “رازیوار” مشخص میشود؛ باید افزود که هر نظری دربارۀ حقیقت نهایی اندیشههای امانوئل کانت در مورد طبیعت اظهار میشود، بایستی اصول فیزیک نظری رازی را ملحوظ بدارد: چه از اندیشههای بنیادین تشکیل یافته، که سطوح متفاوتی از شناخت علمی ارائه میکند…
موضوع کتاب حاضر …، حکمت طبیعی و نظام فلسفی رازی، و هدف از تالیف آن…، این که “فلسفه” بهطور کلی و به معنای اخص کلمه یعنی “حکمت طبیعی” مادی؛ و این که با درک “فیزیک” رازی…، دیگر جایی برای متافیزیک در فلسفۀ ایران باقی نمیماند…، گواه بر آن نیز حکیمان بزرگی همچون ابوریحان بیرونی عمرخیام نیشابوری- هر دو پیرو “اتمیسم” رازی- متافیزیک را بهدور افکندند، و مساعی فکری و علمی خود را مقصور بر مطالعات طبیعی و نجوم ریاضی کردند…، و چون این فلسفه اصلا ایرانی است که رازی آنرا بازیابی یا بازآفرینی و زنده کرده است؛ پس همچون حکیم فردوسی- در قیاس تمثیلی- که حماسه ملی ایران را در “شاهنامه” احیا نموده، خصوصا نظر به وسعت ابعاد معرفت علمی و حکمی و جامعیتی که فلسفۀ رازی داراست، به حق میتوان آنرا “شاهنامۀ فلسفی” ایران نامید…
مقدمۀ مولف






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران