شیوۀ زندگی امروزی غرب به معضلی عظیم دچار شده است. ما طی سیسال اخیر بیشتر به دنبال منافع شخصی بودهایم و این سودجویی چیزی از حال و هوای اهداف جمعی ما بر جای نگذاشته است. اکنون دیگر اندیشه زندگی مشترک و مقاصد و اهداف جمعی را از یاد بردهایم حالا نه تنها در دوران پساایدئولوژی به سر میبریم بلکه از اخلاق هم عبور کردهایم. دیگر کاری به آن مسئله قدیمی نداریم که از دوران یونان باستان به تعریف سیاست میانجامید؛ اینکه یک سیاست به مصلحت هست؟ منصفانه است؟ عادلانه است؟ به ایجاد جامعهای بهتر و جهانی بهتر کمک میکند یا نه؟ دیگر اطمینانی به آن اجماع همگانی که به زندگی در اروپا و آمریکای پس از جنگ تعین میبخشید، نیست: تضمین امنیت، ثبات و عدالت. تونی جات در این کتاب کمحجم پرده از این موضوع برمیدارد که چطور غرب سر از کلاف سردرگم حال درآورده است. او تردیدهای عظیم ما را به تصویر میکشد. او نشان میدهد که چطور هنوز هم میتوانیم راهی برای فرار از این آشفتگی بیابیم. اگر قرار است اطمینان جایگزین ترس شود باید تفسیری دیگر ارائه کنیم، چه دربارۀ دولت چه دربارۀ جامعه، تفسیری که از اعتبار اخلاقی و سیاسی برخوردار باشد. هدف کتاب حاضر ارائۀ این تفسیر است.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران