نخستین دموکراسی به سه دلیل خواندنی است: 1.بررسی تطبیقی بین نخستین دموکراسی در یونان باستان و امریکای قرن بیستوبک از موارد کمیاب است، بهویژه آن که پژوهشگرش آمریکایی تبار و استاد دانشگاه باشد و این پژوهش را در فضای مشترک بین فلسفه، تاریخ، و تئاتر مطرح کند 2.این روزها، دموکراسی را صادراتی یا پدیدهای اعطایی معرفی میکنند، بی آن که عرف جوامع را در نظر بگیرند؛ 3.صرف نظر از بحث مبانی فلسفی، سیاسی و اجتماعی دموکراسی، نویسنده بخش اعظم دموکراسی یونان باستان را حاصل آرمان تراژیک در ادبیات و آئینهای نمایشی یونان باستان معرفی میکند.
ارسطو انسان را «حیوانی سیاسی شهرنشین» politikon zoon مینامد، که در اینجا مراد او از politikon گرایش انسان به گروهی زیستن در «شهر» polis است. وودراف تأکید میکند اگر شهروندان دربارۀ مفاهیم کلیدی مرتبط با آرمان «شهروندی» و دموکراسی آگاهی نداشته باشند، حرکات سیاسی تبآلود عرق سرد بر پیشانی مردم خواهد نشاند. او یقین دارد اگر ملتی ادبیاتی مبتنی بر بحث آژاد دوسویه و دودیدی نداشته باشد، صرفاً با بدلِ دموکراسی خودشان را فریب میدهند.
نخستین دموکراسی «ضیافتِ» وودراف است: میهمانان، هومر، سولون، افلاطون، ارسطو، سقراط، سوفوکل، اریستوفان؛ مکان، آتن، سیراکیوس، امریکا در زمان جنگ داخلی، ویتنام، عراق و… .
ارسطو انسان را «حیوانی سیاسی شهرنشین» politikon zoon مینامد، که در اینجا مراد او از politikon گرایش انسان به گروهی زیستن در «شهر» polis است. وودراف تأکید میکند اگر شهروندان دربارۀ مفاهیم کلیدی مرتبط با آرمان «شهروندی» و دموکراسی آگاهی نداشته باشند، حرکات سیاسی تبآلود عرق سرد بر پیشانی مردم خواهد نشاند. او یقین دارد اگر ملتی ادبیاتی مبتنی بر بحث آژاد دوسویه و دودیدی نداشته باشد، صرفاً با بدلِ دموکراسی خودشان را فریب میدهند.
نخستین دموکراسی «ضیافتِ» وودراف است: میهمانان، هومر، سولون، افلاطون، ارسطو، سقراط، سوفوکل، اریستوفان؛ مکان، آتن، سیراکیوس، امریکا در زمان جنگ داخلی، ویتنام، عراق و… .






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران