این کتابها فلسفه را ساده نمیکنند بلکه از ابهت هراسآور فلسفه میکاهند. خواننده ممکن است خواندن این کتابها را به امید یافتن پاسخهای روشن آغاز کند: پاسخی برای مسئله تنهاییاش، چرایی مرگ، منشا ملال و دل زدگی… اما انتظار اینکه کتابی یا کسی در چند صفحه یا فلان تعداد نکته به ما بگوید چطور زندگی کنیم و چگونه خوشبخت شویم، در واقع یک جور انکار مسئولیت شخصی انسان است. پاسخی قطعی و ابدی که مناسب حال همه کس باشد وجود ندارد. کتابهایی که چنین ادعاهایی دارند قطعا فریبکارند. کتابهای این مجموعه نسخه نمیپیچند و سیاههای از اعمال نیک و بد پیش روی شما نمیگذارند؛ بلکه میخواهند به فهم بهتر زندگی و پرسشها و تجربهایتان کمک کنند؛ چراغی بیفروزند تا در این اتاق تاریک زندگی و در لحظات دشوار، در کمان از پرسشهای بی پایان انسانی روشنتر شود، بدانیم فیلسوفان و حکیمان جهان به این پرسشها چطور فکر کردهاند؛ تا با فهم دقیقتر و دیدی بازتر بتوانیم در زندگیمان تصمیم بگیریم، مسئولیت تصمیممان را شجاعانه بر عهده بگیریم و با عواقب تصمیمهایمان آگاهانه روبرو شویم.
این زمان است، آشنا و نزدیک. مفتون آنیم. هجوم ثانیهها، ساعتها، سالها، ما را به عرصۀ زندگی میکشانند، پس آنگاه بهسوی هیچستان میرانند… ما چنان در زمان زندگی میکنیم که ماهی در آب. هستیِ ما هستیِ در زمان است. در سایۀ آهنگ شکوهمندش میبالیم؛ دروازۀ عالم را بهروی ما میگشاید، ما را میآزارد، میترساند، آرام میکند. کائنات، با ریسمان زمان، رو به سوی آینده واگشوده میشود؛ و دوام و بقای هستیاش همگام با آهنگ زمان است.
در اسطورهشناسیِ آیین هندو، رود کائنات با نقشِ پیکرۀ مقدس شیوای رقصان تصویر میشود: رقص او ضامن گردش افلاک است؛ این خود یعنی جریان زمان. چه میتواند بدیهیتر و جهانشمولتر از نفس این «جریان» باشد؟
این زمان است، آشنا و نزدیک. مفتون آنیم. هجوم ثانیهها، ساعتها، سالها، ما را به عرصۀ زندگی میکشانند، پس آنگاه بهسوی هیچستان میرانند… ما چنان در زمان زندگی میکنیم که ماهی در آب. هستیِ ما هستیِ در زمان است. در سایۀ آهنگ شکوهمندش میبالیم؛ دروازۀ عالم را بهروی ما میگشاید، ما را میآزارد، میترساند، آرام میکند. کائنات، با ریسمان زمان، رو به سوی آینده واگشوده میشود؛ و دوام و بقای هستیاش همگام با آهنگ زمان است.
در اسطورهشناسیِ آیین هندو، رود کائنات با نقشِ پیکرۀ مقدس شیوای رقصان تصویر میشود: رقص او ضامن گردش افلاک است؛ این خود یعنی جریان زمان. چه میتواند بدیهیتر و جهانشمولتر از نفس این «جریان» باشد؟





نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران