هزارتا آدم کوچولو دارند از سر و صورتم بالا میروند!
گالیور در سفر دور و درازش به دست آدمهایی اسیر میشود که اندازهی انگشت دستاند. آنها میخواهند از گالیور در جنگ علیه کوتولههای سرزمین همسایه استفاده کنند. گالیور باید از دستشان فرار کند اما اگر یکدفعه به چنگ غول واقعی بیفتد و در کنارشان اندازهی یک بند انگشت شود، چه بلایی سرش میآید؟
نویسندهی داستان معروف گالیور جاناتان سویفت است. او در کودکی پدرش را از دست داد و عمهاش بزرگش کرد. تنها شانسی که جاناتان در زندگیاش آورد این بود که منشی یکی از اشراف انگلستان شد و از کتابخانهی بزرگ او استفاده کرد و نویسنده شد. اما این کتاب یک نویسندهی دیگر هم دارد: اریش کستنر، نویسندهی معروف آلمانی که با زبان طنز و نگاه شیطنتآمیزش این داستان را بازآفرینی کرده و به آن رنگ و بوی تازهای داده است.
گالیور در سفر دور و درازش به دست آدمهایی اسیر میشود که اندازهی انگشت دستاند. آنها میخواهند از گالیور در جنگ علیه کوتولههای سرزمین همسایه استفاده کنند. گالیور باید از دستشان فرار کند اما اگر یکدفعه به چنگ غول واقعی بیفتد و در کنارشان اندازهی یک بند انگشت شود، چه بلایی سرش میآید؟
نویسندهی داستان معروف گالیور جاناتان سویفت است. او در کودکی پدرش را از دست داد و عمهاش بزرگش کرد. تنها شانسی که جاناتان در زندگیاش آورد این بود که منشی یکی از اشراف انگلستان شد و از کتابخانهی بزرگ او استفاده کرد و نویسنده شد. اما این کتاب یک نویسندهی دیگر هم دارد: اریش کستنر، نویسندهی معروف آلمانی که با زبان طنز و نگاه شیطنتآمیزش این داستان را بازآفرینی کرده و به آن رنگ و بوی تازهای داده است.





نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران