استیسی و شش گرگ ویژهاش ماجراهای بیشماری را از سر گذراندهاند و حالا در یک مجموعه کتاب، داستانی را دربارهی قویترین مهارتشان میخوانیم: نجات حیوانات!
***
مأموریت نجاتِ اول حسی را در استیسی بیدار کرد؛ اینکه از دست دادن خانواده چقدر غمانگیزاست و نجات پیداکردن چقدر شیرین است. از آن روز به بعد، استیسی و گلهی گرگها برای کمک به همسایههای تایگاییشان در جنگل پرسه میزدند. این بهترین زندگیای بود که استیسی میتوانست تصور کند، اما همهچیزآنطور که او انتظارش را داشت پیش نرفت.
زوزهای وحشتناک سکوت تایگا را در هم شکست. استیسی و گرگها از جا پریدند و گوش هایشان را تیز کردند. امیدوار بودند که خواب دیده باشند، اما استیسی میدانست چه شنیده…
***
مأموریت نجاتِ اول حسی را در استیسی بیدار کرد؛ اینکه از دست دادن خانواده چقدر غمانگیزاست و نجات پیداکردن چقدر شیرین است. از آن روز به بعد، استیسی و گلهی گرگها برای کمک به همسایههای تایگاییشان در جنگل پرسه میزدند. این بهترین زندگیای بود که استیسی میتوانست تصور کند، اما همهچیزآنطور که او انتظارش را داشت پیش نرفت.
زوزهای وحشتناک سکوت تایگا را در هم شکست. استیسی و گرگها از جا پریدند و گوش هایشان را تیز کردند. امیدوار بودند که خواب دیده باشند، اما استیسی میدانست چه شنیده…



نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران