وقتی گرگ هفلی و خانوادهاش برای یک سفر خانوادگی با ماشین میزنند به جاده، در واقع میروند که ماجراهایی را تجربه کنند که تا عمر دارند یادشان نرود که البته بلاهایی به سرشان میآید که اگر بخواهند هم نمیتوانند فراموشش کنند. آخرش میرسند به یک اقامتگاه که اسمش “بهشت” است، اما جهنم میشود برایشان.
اوضاع زمانی به اوج وخامت میرسد که دل آسمان باز میشود و سیلاب میریزد سرشان و حالا بیا و تماشا کن…
اوضاع زمانی به اوج وخامت میرسد که دل آسمان باز میشود و سیلاب میریزد سرشان و حالا بیا و تماشا کن…






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران