هردفعه از استنلی میپرسیدند: جیش داری؟
میگفت: نه! دلش نمیخواست یک دقیقه هم دست از بازی بردارد، و وقتی یادش میافتاد جیش دارد که شلوارش خیس شده بود. اما با کمک مادرش، میتواند دست جیش و پی پی ناقلا را از پشت ببندد و توالترو حرفهای بشود.
میگفت: نه! دلش نمیخواست یک دقیقه هم دست از بازی بردارد، و وقتی یادش میافتاد جیش دارد که شلوارش خیس شده بود. اما با کمک مادرش، میتواند دست جیش و پی پی ناقلا را از پشت ببندد و توالترو حرفهای بشود.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران