تقریبا در اکثر اوقات ما در رویایی خاموش، در مسیری هموار و از پیش ساخته گام برمیداریم. البته این مسیرها هیچ وقت برای خود ما نبودهاند و در نهایت، به سیاهی لشکری در داستانی بدل میشویم که از آن ما نیست.
در این بین افراد خارقالعاده مسیرهای خود را در قامت رهبران و خالقان میسازند. آنها مستقل فکر و عمل میکنند و با شیوهی مختص به خود از جمع متمایز میشوند. ما به این افراد نابغه میگوییم گویی از نژادی دیگر هستند. اما نبوغ، هدیهای ویژه برای عدهای برگزیده نیست. گوهر نبوغ در همهی ما هست و میتوانیم آن را بپرورانیم. این کتاب برای پرورش و نبوغ چراغی پیش پای ما میگذارد. خواهیم آموخت که آن چه دیگر به ما خدمت نمیکند، رها کنیم؛ اصول بنیادین خود را بیابیم؛ از بندهای زندان ذهنیمان رها شویم و از ژرفای درونمان بینشی تازه بسازیم. و این که فرا میگیریم به آن جایی بنگریم که دیگران نمینگرند و آنی را ببینیم که دیگران از دیدنش ناتوانند.
این جا، در بین سطرهای این کتاب، ما آفرینش دوبارهی خود را آغاز میکنیم. ما همان دگرگون کنندهی جهان هستیم که قرار بوده باشیم.
«وارول با مهارتی کمنظیر، از دل داستانها، پندهایی خردمندانه بیرون میکشد؛ پندهایی که در سایهی لحنی دلگرم کننده، جان میگیرند و با رقهای از امید در دل کسانی میافکند که در گرداب روزمرگی گرفتار امدهاند.»
– پابلیشرز ویکلی
«اوزان وارول را میتوان ترکیبی از نسیم طالب و دنیل کانمن دانست.»
کلارا شی، مدیر عامل شرکت رایانش ابری سیلزفورس






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران