رایدر، بهترین پیانیست زندۀ جهان، وارد شهری بینام در اروپا میشود که مدتی است در رخوت فرورفته؛ به همین دلیل از کنسرتی که قرار است برگزار کند استقبال فراوانی میشود، انگار مردم از او انتظار معجزه دارند.
نویسنده نیز با قدرت بخشیدن به قهرمانش اجازه میدهد تا نقش او تا حد نجاتبخشی مسیحایی پررنگ شود: رایدر قادر است ذهن افراد را بخواند…
از طرفی خود رایدر میان زندگی واقعیاش و رویاهایی که دارد در رفت و آمد است، میان پیانیست بودن و خواندن ذهن گوستاو، باربر هتل، که مشغول زن و فرزندش است، و زندگی شخصیاش که در آن با دختر گوستاو ازدواج کرده و پسر خوانده دارد و ….
ایشی گورو در این رمان شخصیتهای مختلف را با شکست روبهرو میکند تا باز هم با اصلیترین دغدغهاش یعنی درگیری انسانها با خود، خاطرات و رویاهایشان دست و پنجه نرم کند. این گونه است که بعضی منتقدان خواندن این رمان را با سفری درونی یکی دانستهاند.
نویسنده نیز با قدرت بخشیدن به قهرمانش اجازه میدهد تا نقش او تا حد نجاتبخشی مسیحایی پررنگ شود: رایدر قادر است ذهن افراد را بخواند…
از طرفی خود رایدر میان زندگی واقعیاش و رویاهایی که دارد در رفت و آمد است، میان پیانیست بودن و خواندن ذهن گوستاو، باربر هتل، که مشغول زن و فرزندش است، و زندگی شخصیاش که در آن با دختر گوستاو ازدواج کرده و پسر خوانده دارد و ….
ایشی گورو در این رمان شخصیتهای مختلف را با شکست روبهرو میکند تا باز هم با اصلیترین دغدغهاش یعنی درگیری انسانها با خود، خاطرات و رویاهایشان دست و پنجه نرم کند. این گونه است که بعضی منتقدان خواندن این رمان را با سفری درونی یکی دانستهاند.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران