… «هنگامی که خدایان میان چند ملت مشترک باشند، این علامت انحطاط و زوال است. وقتی که ملتها خدای مشترک داشتند میمیرند و با آنها اعتقاد به خدا و همچنین خود ملتها هم میمیرند. هر چه بیشتر خدای یک ملت مختص آن ملت باشد، آن ملت قویتر است.»
تسخیرشدگان یا جن زدگان (1871) در زمرۀ آثار مؤخر داستایوسکی قرار میگیرد که بیانگر پختگی نویسنده در به کارگیری مجدد مفاهیم اجتماعی است. خط داستان در این رمان، نقطه مقابل جنایت و مکافات است. در «تسخیرشدگان» شاهد تقدیس ملت یا توده به جای فرد هستیم. آرمانهای فردی راسکولنیکف (قهرمان جنایت و مکافات) اینبار در مقام اجتماعی و نه به صورت فردی تحقق پیدا میکند. مفهوم استحالگی در این کتاب با ملتی تداعی میشود که تحت تأثیر ایدهای ماورایی، شروع به نابودی تمام ارزشها و قراردادهای خودساختۀ اجتماعی میکند و به جای نجات جامعه دست به کشتن آن میزند. در بخشی از این کتاب میخوانیم …
… «هنگامی که خدایان میان چند ملت مشترک باشند، این علامت انحطاط و زوال است. وقتی که ملتها خدای مشترک داشتند میمیرند و با آنها اعتقاد به خدا و همچنین خود ملتها هم میمیرند. هر چه بیشتر خدای یک ملت مختص آن ملت باشد، آن ملت قویتر است.»
… «هنگامی که خدایان میان چند ملت مشترک باشند، این علامت انحطاط و زوال است. وقتی که ملتها خدای مشترک داشتند میمیرند و با آنها اعتقاد به خدا و همچنین خود ملتها هم میمیرند. هر چه بیشتر خدای یک ملت مختص آن ملت باشد، آن ملت قویتر است.»







نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران