برای همین بود که هنوز هفتهی زنش سر نرفته بود که قناریهای هلندی فرفری به آن نازنینی که هرکدام را با خون جگر بدست آورده بود و از آنها جوجه کشی کرده بود، از قفس آزاد کرد.
این روز هم در خاطرات زندگی او غمانگیز و فراموش نشدنی بود. وقتی که یکییکی آنها را پر داد، دلش بهم فشرده شد و بغض گلویش را گرفت.
این روز هم در خاطرات زندگی او غمانگیز و فراموش نشدنی بود. وقتی که یکییکی آنها را پر داد، دلش بهم فشرده شد و بغض گلویش را گرفت.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران