عزیز من مروان، در روشنای نور ماه، به نیمرخت نگاه میکنم، پسرکم، خطوط بسته مژههایت، سیاه مشق زیبایی است، هنگامی که تو در رختخواب معصومانهای.
به تو گفتم:
«دستم را بگیر.
اتفاق بدی نخواهد افتاد.»






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران