این امر بدان معنا نیست که آندورنو پس از سن سی سالگی هیچ ایده جدیدی نداشته است. مضمون سلطه که پس از 1940 جایگاهی مرکزی در آثار او یافت عمیقاً مدیون کار نظری و تجربی انستیتو در مورد مسئله اقتدار طی دهه 1930 بود . کاری که آدورنو از طریق همکاری در نگرش کتاب شخصیت اقتدارگرا به تداوم و پیشرفت آن یاری رساند. در عین حال چنین نیز نبود که ایدههای ثابت و مستمر نهفته در نظریه او، درست همچون مینروا به صورتی تمام و کمال از ذهن جوان او سر برآورده باشند. آثار اولیه او نیز موجد این احساس است که صورتبندی آدورنو از مفاهیم مقدم بر درک کامل او از توانهای بالقوه آنهاست. تنها پس از سالها سر و کله زدن با این مفاهیم بود که آدورنو توانست نوعی معنای انضمامی و کامل را از دل امکانات انتزاعی نهفته در آنها بسط دهد. (بخشی از متن کتاب)






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران