من معلم شدم؛ چون فکر کردم میتوانم برای بچههایی مثل خودم تفاوت ایجاد کنم، فکر کردم میتوانم آنها و داستانهایشان را بشناسم. تصور کردم باید از آنها دفاع کنم تا مجبور نباشند ترسی را تجربه کنند که من احساس کرده بودم. از آن مهمتر، فکر کردم میتوانم مدرکها، آموزش و کمک خود را به کار بگیرم و شرایط آنها را تغییر دهم تا چرخههای بیحاصلی را بشکنم که دربارهی آنها یاد گرفته بودم و فکر میکردم درکشان کردهام.
وقتی صحبت از آموزش است، انگشت اتهام بهسمت افراد زیادی گرفته میشود. والدین سرزنش میشوند؛ چون کودکانی را به مدرسه میفرستند که بینظم، گرسنه، خسته، افسرده، معتاد به موبایل یا بدتر هستند. مدارس به علت نداشتن استانداردهای بالا، مجبورنکردن تمام بچهها به رعایت آنها و حفظ نکردن امنیت بچهها، سرزنش میشوند. دولت هم مقصر دانسته میشود که به اندازهی کافی برای آموزش هزینه نمیکند و باعث ایجاد شرایط اجتماعیای میشود که منجر به فقر و شکست جوامع ما خواهد شد. من این کتاب را برای دامنزدن به این منفینگریها نمینویسم.
_از متن کتاب_
آماده برای آینده نقشهی راه رهبری پرشور است برای تمام کسانی که هدف تحصیل را یافتن تواناییهای تکتک کودکان و کمک به آنها برای آیندهای بهتر میدانند. این کتاب داستان افرادی است که درحال جستوجو و یافتن راهی برای دستیابی به امنیتمالی، ثبات و زندگیای رضایتبخش و پربار به راهوروش خودشان هستند.
«آماده برای آینده برای والدین و دانشآموزانی است که از رقابت تسلیحاتیِ حساسِ پذیرش در دانشگاهها خسته شدهاند. این کتاب بهخوبی نشان میدهد که چگونه همهی کودکان میتوانند در دانشگاه موفق شوند، شغل معناداری پیدا کنند و زندگی رضایتبخشی داشته باشند.»
_اسکات بَری کافمن، روانشناس در دانشگاه کلمبیا
«آماده برای آینده کتابی است جذاب و خردمندانه از یکی از متخصصان نوآور در این رشته.»
دیوید ییگر، دانشیار روانشناسی در دانشگاه تگزاس






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران