در دهۀ 1850، اهل ادب روسیه تالستوی را گنجینهای ملی به حساب میآوردند- گنجینهای که باید برای رفعت بخشیدن به ادبیات روسی مورد بهرهبرداری قرار گیرد. زندگی و آثار او به نحوی ناگشودنی به افتوخیزهای حیات ملی گره خورده بود و او در آثارش مسائل هر دهه را به شیوههای خاص خود بیان میکرد. فشار این نیروها، ملی و فردی، بود که آن « تالستوی» اسطورهای را که خوانندۀ امروزی میشناسد شکل داد. ویرجینیا وولف او را نمونۀ دقیق آن عنصر غرابت در وجود روسها میدانست که باعث میشود اروپاییها هرگز نتوانند به جوهر کلی ادبیات روسی دسترسی پیدا کنند. با این حال، تالستوی بیشتر نویسندهای جهانی است تا روسی و عظیمتر از آن است که محبوس یک سنت ملی یا حتی یک دورۀ تاریخی شود.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران