سدهی چهاردهم میلادی را از جهات بسیاری میتوان آینهی تمامنمای سرشت و سرنوشت بشر دانست. آدمی در عصر مصائب ردای ریا را از هم میدرد و نهاد راستین خود را عریان میسازد. سدهی چهاردهم بهراستی عهد فاجعهباری بود: جنگ صدسالهی خانمانسوز، جنگ صلیبی مصیبتبار، فساد باورناپذیر کلیسا، شقاق ویرانگر سریر پاپ، بیماری همهگیر مرگبار، سرکوب خونین شورش بهجانآمدگان، رونق بازار داعیان گمراه، تاراج بیپایان راهزنان و رنج وصفناشدنی مردمان در زیر یوغ دروغ. بر انسان دوران ماست که هرازگاه درنگی کند، در آینهی آفاق دوردست به چهرهی خویش بنگرد و از خود بپرسد بهراستی گذشتگان چگونه به چنین ورطههای هولناکی افتادند و چگونه از قعر سیاهی به جانب روشنی بازگشتند.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران