ولی تو بمان، ای گیره کاغذ
تو بمان، ای کش لاستیکی
ای هماره حافظان نظم و منطق و ادراک
ادارهی پدرم
مشتری ما خود آمریکا بود و کارمان بازاریابی افسانهها. نوید آمریکا برای ما چیزی بیشتر از بارکدخوان و موجودی انبار بود. آمریکا برای ما گروههای موسیقی زیرزمینی بود و سالهایی که به جوانی باختیم. همهمان امیدوار بودیم با همینها بتوانیم جلوی حسرت خوردنمان در آینده را بگیریم.
کارمندی که فاکنر میخواند
بیشتر روزم را در تخت و در حال کار با لپتاپی میگذرانم که گذاشتهام روی شکمم ولی اگر بدانید چقدر دلم لک زده برای یک کم روابط انسانی، یک ذره از آن غیبتهای مخصوص اداره، یک ملاقات پنهانی کنار دستگاه قهوهساز، یک برش عمیق با کاغذ -که حقم بوده- تا یادم نرود هنوز زندهام.
حسرت اداره
اتاق کار” در یازده روایت از ژانرهای گوناگون، جهانهای مختلفی را بازنمایی میکند و تأثیر محیط کار، روابط کاری و نقش شغلی که انتخاب میکنیم بر “آدمی که میشویم” را یادمان میاندازد. فضای کار همیشه در حال دگرگونی است اما به رغم همهی این تغییرات، خود ما فرقی با اجداد اولیهمان نداریم؛ کماکان در همهی شغلها و اتاقهای کار دنبال پیدا کردن نقشمان در غار زندگی هستیم.
تو بمان، ای کش لاستیکی
ای هماره حافظان نظم و منطق و ادراک
ادارهی پدرم
مشتری ما خود آمریکا بود و کارمان بازاریابی افسانهها. نوید آمریکا برای ما چیزی بیشتر از بارکدخوان و موجودی انبار بود. آمریکا برای ما گروههای موسیقی زیرزمینی بود و سالهایی که به جوانی باختیم. همهمان امیدوار بودیم با همینها بتوانیم جلوی حسرت خوردنمان در آینده را بگیریم.
کارمندی که فاکنر میخواند
بیشتر روزم را در تخت و در حال کار با لپتاپی میگذرانم که گذاشتهام روی شکمم ولی اگر بدانید چقدر دلم لک زده برای یک کم روابط انسانی، یک ذره از آن غیبتهای مخصوص اداره، یک ملاقات پنهانی کنار دستگاه قهوهساز، یک برش عمیق با کاغذ -که حقم بوده- تا یادم نرود هنوز زندهام.
حسرت اداره
اتاق کار” در یازده روایت از ژانرهای گوناگون، جهانهای مختلفی را بازنمایی میکند و تأثیر محیط کار، روابط کاری و نقش شغلی که انتخاب میکنیم بر “آدمی که میشویم” را یادمان میاندازد. فضای کار همیشه در حال دگرگونی است اما به رغم همهی این تغییرات، خود ما فرقی با اجداد اولیهمان نداریم؛ کماکان در همهی شغلها و اتاقهای کار دنبال پیدا کردن نقشمان در غار زندگی هستیم.





نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران