«…اندیشه، شناخت نیست بلکه توانایی تمیز نیک از بد و زیبا از زشت است و این توانایی میتواند، دستکم برای من، در لحظههایی کمیاب وسیلهی پیشبینی فاجعهها باشد…»
… موضوع اندیشه نمیتواند جز چیزهای دوستداشتنی ــ زیبایی، حکمت، عدالت و غیرهــ باشد. زشتی، نبود زیبایی، نبود دادگری، و نبود نیکی است… یعنی بدی و زشتی اصالت یا جوهری ندارند تا اندیشه بتواند به آنها بپردازد…
«واقعیت اسفبار این است که بخش بزرگ بدیها را کسانی مرتکب میشوند که هرگز تصمیم به بد بودن یا خوب بودن نمیگیرند…، آنها که توانایی اندیشیدن ندارند.»
و این است آنچه اندیشمند بزرگ، هانا آرنت در این رسالهی کوتاه میگوید، میپژوهد و از عهدۀ آن برمیآید.
… موضوع اندیشه نمیتواند جز چیزهای دوستداشتنی ــ زیبایی، حکمت، عدالت و غیرهــ باشد. زشتی، نبود زیبایی، نبود دادگری، و نبود نیکی است… یعنی بدی و زشتی اصالت یا جوهری ندارند تا اندیشه بتواند به آنها بپردازد…
«واقعیت اسفبار این است که بخش بزرگ بدیها را کسانی مرتکب میشوند که هرگز تصمیم به بد بودن یا خوب بودن نمیگیرند…، آنها که توانایی اندیشیدن ندارند.»
و این است آنچه اندیشمند بزرگ، هانا آرنت در این رسالهی کوتاه میگوید، میپژوهد و از عهدۀ آن برمیآید.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران