باید از نو شروع کرد. این چیزی است که دیگران میگویند. اما زندگی بازی نیست و از دست دادن یک عزیز هرگز به معنی «از نو شروع کردن» نیست. بیشتر شبیه ادمهی زندگی بدون اوست.
آدم با ترس زندگیشو میبازه… به مرور زمان… هرچقدر بترسیم، از ایمانمون کم میشه.
هر زندگیای دو داستان دارد؛ داستانی که شما در آن زندگی میکنید، و داستانی که دیگران تعریف میکنند.
معجزه هرروز اتفاق میافتد؛ در یک اتاق عمل، روی دریای طوفانی و متلاطم، با ظاهر شدن ناگهانی یک غریبه در کنار جاده و ….اینها به ندرت به چشم میآیند. کسی آنها را ثبت نمیکند. اما هراز گاهی یک معجزه به جهانیان اعلام میشود و هنگامی که این اتفاق روی میدهد همه چیز تغییر میکند.
آدم با ترس زندگیشو میبازه… به مرور زمان… هرچقدر بترسیم، از ایمانمون کم میشه.
هر زندگیای دو داستان دارد؛ داستانی که شما در آن زندگی میکنید، و داستانی که دیگران تعریف میکنند.
معجزه هرروز اتفاق میافتد؛ در یک اتاق عمل، روی دریای طوفانی و متلاطم، با ظاهر شدن ناگهانی یک غریبه در کنار جاده و ….اینها به ندرت به چشم میآیند. کسی آنها را ثبت نمیکند. اما هراز گاهی یک معجزه به جهانیان اعلام میشود و هنگامی که این اتفاق روی میدهد همه چیز تغییر میکند.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران