اسوالد اشپنگلر (29 مه 1880 – 8 مه 1936) مورخ و فیلسوف تاریخ آلمانی بود که علایقش شامل ریاضیات، علوم و هنر و ارتباط آنها با نظریهی ارگانیک تاریخ میشد. او بیشتر به خاطر اثر دو جلدیاش به نام “انحطاط غرب” که در سالهای 1918 و 1922 منتشر شد و تاریخ جهان را پوشش میداد، شناخته میشود. مدل تاریخ اشپنگلر چنین فرض میکند که فرهنگها و تمدنهای بشری شبیه موجودیتهای زیستشناختی هستند.
اسوالد اشپنگلر در بشر و تکنیک، تعدادی پیشبینی میکند که امروزه، پس از هشتاد سال که از اولین نوبت چاپ کتاب میگذرد به طور قابل توجهی محقق شدهاند. اشپنگلر پیشبینی کرد که صنعتی شدن منجر به مشکلات زیستمحیطی فراوانی میشود و رفتهرفته گونههای بیشماری منقرض خواهند شد. او همچنین پیشبینی کرد که نیروی کار از کشورهای جهان سوم با انجام کارهای مشابه با کارگران غربی با دستمزدهای بسیار کمتر، به طور فزایندهای از کارگران غربی پیشی خواهند گرفت و بنابراین تولید صنعتی به سایر نقاط جهان مانند آسیای شرقی، هند و آمریکای جنوبی منتقل خواهد شد.
به عقیدهی اشپنگلر، تکنولوژی نه تنها این امکان را برای انسان فراهم کرده است که نیروهای طبیعت را مهار کند بلکه او را از طبیعت و همچنین از خود بیگانه کرده است. تکنولوژی مدرن اکنون به جای آنکه طبیعی و ارگانیک باشد، بر فرهنگ ما غلبه یافته و بشر پس از اینکه خود را ارباب طبیعت نامید، به بردهی تکنولوژی بدل شد.
سرانجام، اشپنگلر پیشبینی کرد که بشر غربی در نهایت از سبک زندگی مصنوعیاش خسته میشود و از تمدنی که خود پیشتر ساخته بود با تنفر فاصله میگیرد. هیچ راهی برای خروج از این معضل وجود ندارد زیرا پیشرفت بیامان تکنولوژی نمیتواند متوقف شود. فرهنگ کنونی با تکنولوژی پیشرفتهی غرب، محکوم به فنا است؛ بطوری که از درون آنقدر مصرف میشود که جز نابودی آیندهای نخواهد داشت. اسوالد اشپنگلر مینویسد زمانی فرا خواهد رسید که شهرها و آسمانخراشهای غولپیکر ما ویران شده و «درست مانند کاخهای ممفیس و بابل قدیم» فراموش شده اند. باید دید که آیا این آخرین و وحشتناک ترین پیشگویی اسوالد اشپنگلر نیز محقق خواهد شد یا خیر.
اسوالد اشپنگلر در بشر و تکنیک، تعدادی پیشبینی میکند که امروزه، پس از هشتاد سال که از اولین نوبت چاپ کتاب میگذرد به طور قابل توجهی محقق شدهاند. اشپنگلر پیشبینی کرد که صنعتی شدن منجر به مشکلات زیستمحیطی فراوانی میشود و رفتهرفته گونههای بیشماری منقرض خواهند شد. او همچنین پیشبینی کرد که نیروی کار از کشورهای جهان سوم با انجام کارهای مشابه با کارگران غربی با دستمزدهای بسیار کمتر، به طور فزایندهای از کارگران غربی پیشی خواهند گرفت و بنابراین تولید صنعتی به سایر نقاط جهان مانند آسیای شرقی، هند و آمریکای جنوبی منتقل خواهد شد.
به عقیدهی اشپنگلر، تکنولوژی نه تنها این امکان را برای انسان فراهم کرده است که نیروهای طبیعت را مهار کند بلکه او را از طبیعت و همچنین از خود بیگانه کرده است. تکنولوژی مدرن اکنون به جای آنکه طبیعی و ارگانیک باشد، بر فرهنگ ما غلبه یافته و بشر پس از اینکه خود را ارباب طبیعت نامید، به بردهی تکنولوژی بدل شد.
سرانجام، اشپنگلر پیشبینی کرد که بشر غربی در نهایت از سبک زندگی مصنوعیاش خسته میشود و از تمدنی که خود پیشتر ساخته بود با تنفر فاصله میگیرد. هیچ راهی برای خروج از این معضل وجود ندارد زیرا پیشرفت بیامان تکنولوژی نمیتواند متوقف شود. فرهنگ کنونی با تکنولوژی پیشرفتهی غرب، محکوم به فنا است؛ بطوری که از درون آنقدر مصرف میشود که جز نابودی آیندهای نخواهد داشت. اسوالد اشپنگلر مینویسد زمانی فرا خواهد رسید که شهرها و آسمانخراشهای غولپیکر ما ویران شده و «درست مانند کاخهای ممفیس و بابل قدیم» فراموش شده اند. باید دید که آیا این آخرین و وحشتناک ترین پیشگویی اسوالد اشپنگلر نیز محقق خواهد شد یا خیر.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران