آن مضمون محوری که من در این کتاب کاویدهام این است که از رهگذر علم، ما انسانها میتوانیم دستکم بخشی از راز دهر را دریابیم. ما بخشی از رمز کیهانی را گشودهایم. این که چرا باید چنین باشد، این که چرا نوع بشر باید حامل آن نور عقلانیتی باشد که کلید جهان را فراهم میآورد معمایی است ژرف. با این همه، ما فرزندان کائنات، ما ذرات زندهوار غبارهای کیهانی، میتوانیم دربارهی سرشت همان کائنات بیندیشیم، حتی تا جایی که بتوانیم سرکی به قواعدی بکشیم که کائنات بر اساس آنها میچرخد. این که ما چگونه به این بعد کیهان پیوند خوردهایم، راز درون پرده است. در عین حال، این پیوند قابل انکار نیست.
فلسفه فقط رشتهای دانشگاهی نیست که در دانشگاه خوانده شود. فلسفه به همه تعلق دارد و همهی ما از کودکی سوالاتی طرح میکنیم که جنبهی فلسفی آشکاری دارند. این سوالها و پاسخهای آنها «راه زندگی» هر کس را معین میکنند. این مجموعه به مسائلی فلسفی از همین دست میپردازد که همهی ما به نوعی در زندگی با آن مواجهیم، از سوالهای کلی نظیر «معنای زندگی» و «خوشبختی» گرفته تا مسائل جزئیتر نظیر دروغ، بخشودن، ترس، مرگ، تعصب، اینترنت و… زبان این کتابها فنی نیست و همگان میتوانند آنها را بخوانند.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران