بره کوچولویی به نام فرفری در مزرعهای زندگی میکرد، او با دوستانش بازی میکرد و خوش میگذراند. مامان فرفری هم دوست داشت روز را در کنار دوستانش بگذراند ولی فرفری میترسید از او دور شود و همهجا همراه مامانش بود. تا ناگهان فکری به نظر مامانش رسید…





نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران