در تعقيب گوسفند وحشی (1989) شخصيت اصلی و راوی وجود ميانمايهای دارد. شور و شوقي ندارد؛ انگار به خيانت زن و سپس جدايي او بياعتناست و فقط به اين دليل جلب نامزد تازهاش میشود که گوشش «شگفتی آفرينش» است و هر کس که آن را ببيند در برابرش بیاختيار میشود. با اين نکته که در سراسر کتاب هيچ شخصيتی نام واقعی ندارد، بر اين منظر سطحی تاکيد ميشود. هنگامی که رَت، يک دوست خانه به دوش راوی، عکسی از گوسفندها در هوکايدو برايش میفرستد، سلسلهزنجير حوادث به حرکت درمیآيد. عکس گوسفندها توجه چهرهای نيمهپنهان را که فقط به «رئيس» مشهور است_يکی از مهرههای اصلي اسطورهيی نيرومند دنيای زيرزمينی به خود جلب میکند که نياز مبرمی دارد که به يکی از گوسفندهای عکس دست يابد. رئيس منشی خود را پيش راوی میفرستد و حاليش میکند که اگر گوسفند را برايش پيدا نکند با عواقب وخيمي روبهرو خواهد شد.
آنچه در پي ميآيد سفری فراواقعی (سورئال) از توکيو به ساپورو و شمال ژاپن است. شامل هتلی [هتل دلفين] که انگار از يکی از فيلمهای استنلی کوبريک سر برآورده و موجودی ملقب به استاسفند، که در خور فيلمهای ديويد لينچ است. راوی ما طی اين سفر و در برخورد با حوادث خارقالعاده با جهانبينی تصنعی خود و تاثيری که بر زندگيش میگذارد رويارو میشود.
آنچه در پي ميآيد سفری فراواقعی (سورئال) از توکيو به ساپورو و شمال ژاپن است. شامل هتلی [هتل دلفين] که انگار از يکی از فيلمهای استنلی کوبريک سر برآورده و موجودی ملقب به استاسفند، که در خور فيلمهای ديويد لينچ است. راوی ما طی اين سفر و در برخورد با حوادث خارقالعاده با جهانبينی تصنعی خود و تاثيری که بر زندگيش میگذارد رويارو میشود.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران