دیوید ریکو، در مقدمه این کتاب با اشاره به دو اصطلاح “مامحوری” و “منمحوری” (خودمحوری) متداولترین عنوانی را که میتوان برای خودمحوری در نظر گرفت «ایگو» میداند. او معتقد است در پس خودخواهیها و خودمهمپنداریهای ما ترسی نهفته است که ناشی از آسیبها و زخمهای دوران کودکی ماست. بیبهرهبودن از عشق و محبت، ناتوانی در ابراز قدرت شخصی، رنجش از قضاوتهای نادرست دیگران، احساس ناشایستگی و در حاشیهبودن و ناتوانی در اعتماد به دیگران از جملۀ این آسیبها و زخمهاست.
دیدگاه اصلی و بنیادین ریکو در این کتاب، شفقت و مهربانی به ایگو، بهجای سرکوب و انکار آن است. بهنظر او، شفقت و مهربانی است که ثابت میکند وابستگی به سپر دفاعی ایگو غلط است و بهترین کار خروج از آن است. ریکو برای اثبات نظر خود، آموزههای روانشناختی و ارزشهای معنوی را با هم در آمیخته و استدلال میکند که این دو روش، منحصراً برای گذر ما از خودمحوری به عشقمحوری طراحی شدهاند.
دیدگاه اصلی و بنیادین ریکو در این کتاب، شفقت و مهربانی به ایگو، بهجای سرکوب و انکار آن است. بهنظر او، شفقت و مهربانی است که ثابت میکند وابستگی به سپر دفاعی ایگو غلط است و بهترین کار خروج از آن است. ریکو برای اثبات نظر خود، آموزههای روانشناختی و ارزشهای معنوی را با هم در آمیخته و استدلال میکند که این دو روش، منحصراً برای گذر ما از خودمحوری به عشقمحوری طراحی شدهاند.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران