کتابی میخوانم
کتابی میخوانم
تو در آنی
ترانهای میشنوم
تو در آنی
نان میخورم
در برابرم توئی
کار میکنم
مینشینی و چشم در من میدوزی
ای همیشه حاضر من
با همدیگر سخن نمیگوئیم
صدای همدیگر را نمیشنویم
ای هشت سال بیوۀ من…
کتابی میخوانم
تو در آنی
ترانهای میشنوم
تو در آنی
نان میخورم
در برابرم توئی
کار میکنم
مینشینی و چشم در من میدوزی
ای همیشه حاضر من
با همدیگر سخن نمیگوئیم
صدای همدیگر را نمیشنویم
ای هشت سال بیوۀ من…






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران