فروید در متن کوتاهی با عنوان شرح حال خود مینویسد:
«اگرچه شرایط زندگیمان محدود بود، پدرم اصرار داشت حرفهای را انتخاب کنم که با علایقم سازگار باشد. نه در آن سالهای جوانی گرایش خاصی به مقام پزشک و فعالیت پزشکی در خود سراغ داشتم، نه در سالهای بعد. انگیزهی من نوعی عطش به دانستن بود که بیشتر به رابطهی انسانها متمایل بود تا به موضوعات طبیعت. در آن سالها هنوز به اهمیت مشاهده که یکی از بهترین ابزارهای فرونشاندن این عطش است پینبرده بودم… با این همه، آموزشهای داروین، که در آن زمان موضوع روز بودند برای من جاذبهی شدیدی داشتند، زیرا امیدی نیرومند را برای فهمیدن جهان در من تداوم میبخشیدند. شنیدن نوشتهی زیبا گوته با عنوان «طبیعت» که آن را کمی پیش به پایان رسانیدن دبیرستان در یک سخنرانی عمومی شنیده بودم، مرا مصمم کرد که در رشتهی پزشکی نامنویسی کنم.»
«اگرچه شرایط زندگیمان محدود بود، پدرم اصرار داشت حرفهای را انتخاب کنم که با علایقم سازگار باشد. نه در آن سالهای جوانی گرایش خاصی به مقام پزشک و فعالیت پزشکی در خود سراغ داشتم، نه در سالهای بعد. انگیزهی من نوعی عطش به دانستن بود که بیشتر به رابطهی انسانها متمایل بود تا به موضوعات طبیعت. در آن سالها هنوز به اهمیت مشاهده که یکی از بهترین ابزارهای فرونشاندن این عطش است پینبرده بودم… با این همه، آموزشهای داروین، که در آن زمان موضوع روز بودند برای من جاذبهی شدیدی داشتند، زیرا امیدی نیرومند را برای فهمیدن جهان در من تداوم میبخشیدند. شنیدن نوشتهی زیبا گوته با عنوان «طبیعت» که آن را کمی پیش به پایان رسانیدن دبیرستان در یک سخنرانی عمومی شنیده بودم، مرا مصمم کرد که در رشتهی پزشکی نامنویسی کنم.»






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران