حقیقت از هر دو سو با اقتضائات بشری آمیخته است، با صافی و ناصافی. با همهی شدتش در جنبش و تکاپوست، همراستا با خواستهی مشترک دشمن… مانند ارّهی دوسر است، ارّهای که دندانههای خصمانهی این دنیا را داراست، خصومتی که خود این دنیاست…
سایمون اکسلر، بازیگر پابهسن گذاشتهی تئاتر که سالیان درازی در صحنههای نمایش خوش درخشیده، ناگهان با خلاءِ مطلق مواجه میشود؛ اکسلر تمام استعدادش را از دست داده است.
«حقارت» داستان تلاش اکسلر برای فرار از سرنوشت شوم خویش است، سرنوشتی که با تقدیر یکی از برجستهترین شخصیتها در نمایش چخوف همگون میشود.
راث که استاد پرداخت موقعیتهای نامتعارف انسانیست آنچنان وضعیت بغرنجی میسازد که خواننده یک دم نمیتواند آن را رها کند. همین مهارتهای اوست که بزرگترین جوایز ادبی همچون پولیتزر، پنفاکنر و فرانتس کافکا را برایش به ارمغان آورده است.
سایمون اکسلر، بازیگر پابهسن گذاشتهی تئاتر که سالیان درازی در صحنههای نمایش خوش درخشیده، ناگهان با خلاءِ مطلق مواجه میشود؛ اکسلر تمام استعدادش را از دست داده است.
«حقارت» داستان تلاش اکسلر برای فرار از سرنوشت شوم خویش است، سرنوشتی که با تقدیر یکی از برجستهترین شخصیتها در نمایش چخوف همگون میشود.
راث که استاد پرداخت موقعیتهای نامتعارف انسانیست آنچنان وضعیت بغرنجی میسازد که خواننده یک دم نمیتواند آن را رها کند. همین مهارتهای اوست که بزرگترین جوایز ادبی همچون پولیتزر، پنفاکنر و فرانتس کافکا را برایش به ارمغان آورده است.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران