“خورشید رو به غروب” اثر اسامو دازای دورهی پس از جنگ در ژاپن و تغییرات اجتماعی حاصل از آن را بهعنوان پسزمینهای برای روایت داستان زوال یک خانوادهی اشرافی در نظر میگیرد. داستان از نگاه کازوکو، دختر مجرد یک اشراف بیوه روایت میشود. جستوجوی کازوکو برای یافتن معنای زندگی خود در جامعهای که جایی برای او ندارد، محور معمای رمان دازای را تشکیل میدهد. مادر کازوکو بیمار میشود و به دلیل شرایط مالی خانواده مجبور میشوند به کلبهای در حومهی شهر نقل مکان کنند. برادرش که در طول جنگ به تریاک معتاد شده، مفقود شده است. وقتی کازوکو برمیگردد، سعی میکند با اوهارا، رماننویس، رابطه برقرار کند. این جابجایی عاشقانه تنها به تعمیق بیگانگی او از جامعه میانجامد. اوسامو دازای از اثرگذارترین نویسندگان ژاپنی است که سال 1948 در سن 38 سالگی با یک خودکشی سنتی دونفرهای ژاپنی از دنیا رفت.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران