«داشتن و نداشتن» را را عمدتاً نقطۀ عطفی در میان آثار همینگوی دانستهاند. این تنها رمان همینگوی است که بخش عمدهای از ماجرایش یکسره در خاک آمریکا میگذرد. مضمونش ارتباط روشن و مستقیمی با اوضاع و احوال دشوار زندگی مردم آمریکا در دهۀ 30 و نابرابریهای طبقاتی و فساد و انحطاط مادی و اخلاقی طبقۀ ثروتمند جامعه داشته است.
هری به خودش گفت: «که این طور؛ جناب لب زنبوری. خب آخه مگه اون چیخیال میکرد؟ آخه واسهچی فکر میکرد بلایی سر خودش نمیآد؟ بچه که ادای آدمهای خشن رودربیاره همین میشه. آدم که همش زرنگ بازی دربیاره همین میشه. جناب لبزنبوری.»
هری به خودش گفت: «که این طور؛ جناب لب زنبوری. خب آخه مگه اون چیخیال میکرد؟ آخه واسهچی فکر میکرد بلایی سر خودش نمیآد؟ بچه که ادای آدمهای خشن رودربیاره همین میشه. آدم که همش زرنگ بازی دربیاره همین میشه. جناب لبزنبوری.»







نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران