این کتاب که در ظاهر دربارهی رواندرمانی است، در واقع درباره معنای آدم بودن است. همهی ما به خودمان دروغ میگوییم تا از درد در زندگیمان اجتناب کنیم. از اینرو، همه به عنوان آدمهای ناقص و ناکامل باهم برابریم؛ پس میتوانیم با شأن برابر باهم گفتگو کنیم و موظف به بیان حقایق به خود و دیگران هستیم با این کار، یعنی دیدن دروغهایی که به خود میگوییم و مواجهه با حقایقی که از آنها اجتناب میکنیم، راهی برای زیستن در حقیقت و با یکدیگر مییابیم. شنیدن حقیقت از دیگری به معنای تسلیم او شدن نیست، بلکه به این معناست که به چیزی بزرگتر تسلیم شدهایم: حقیقت.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران