سرجوخهی مقرراتی در مقابل آن زیبایی آرامشبخش پایش لرزید. او که پشت تیرهپوستان را با شلاق دریده بود، او که شجاعت و طمعکاریاش نسلی نو در کالیفرنیا پدید آورده بود، آن مرد ریشو، آن حامل بیرحم تمدن از زین به پایین لغزید، کلاه خود پولادین از سر برداشت. زیر لب گفت: «ای مریم مقدس، اینجا دشت سرسبز بهشتی است که پروردگارمان وعده داده.»
جان استاینبک (1902-1968) به علت قدرت داستانهایش در بازنمایی واقعیتهای زمانه جایزهی نوبل ادبی (1962) گرفت. او در سال 1932 رمان دشت بهشت را نوشت. مضمون اثر، شکلگیری اجتماعی کوچک از مهاجرانی است که بار رفتارهای گوناگون در حومهی کالیفرنیا زندگی میکنند. نویسنده در قالب دوازده داستان پیوسته، زندگی خانوادههایی را که به دشت بهشت وارد میشوند آمیخته با وحشت و طنز روایت میکند.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران