برای این زن، زن داستان، دفترچه ممنوع است، نوشتن ممنوع است، روایت ممنوع است، خیال هم میرود که ممنوع شود. او با سکوت و رنج خاموشی خوگر شده است. مسئولیت مرتب بودن چیزها با اوست.
همه چیز.
آیا بر سکوت و بر ممنوعیت چیره میشود؟ چه میخواهد بنویسد این زن؟ «با ترس و لرز بسیار دارم مینویسم، چون تازگیها خواب میشل خیلی سبک شده است». زن خیال سفر هم دارد: «خودم را مثل یکی از آن زنهای جوان و شیکپوش فرض میکردم که دائم مسافرت میکنند». آیا سفر این زن خاموش آغاز میشود؟
همه چیز.
آیا بر سکوت و بر ممنوعیت چیره میشود؟ چه میخواهد بنویسد این زن؟ «با ترس و لرز بسیار دارم مینویسم، چون تازگیها خواب میشل خیلی سبک شده است». زن خیال سفر هم دارد: «خودم را مثل یکی از آن زنهای جوان و شیکپوش فرض میکردم که دائم مسافرت میکنند». آیا سفر این زن خاموش آغاز میشود؟






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران