این رمان قصهی پنج دختر و پسرِ سه تا سیزدهساله است که وارد یک مسابقهی نقشهکشی شدهاند و میخواهند با بزرگترها، با زمان و حتی با خودشان مسابقه بدهند. هر روز از سفر این بچهها پر از خطر، سرگرمی، شوخیهای بامزه و حسهایی آشنا مثل ترس یا دلتنگی است. بعد از خواندن این ماجراها جور دیگری به نقشهها نگاه میکنید و ممکن است بخواهید داستان پشت هر نقشهی کوچک و بزرگی را کشف کنید، از تهوتوی جریان نامگذاری رودخانهها، خیابانها و مسیرهای فرعی هر جنگل یا شهری در جهان سر در بیاورید و به دنیای پشت لوکیشنها و جیپیاسها و نقشههای اینترنتی سفر کنید. خوب است بدانید که «رقابت کوهستانی» برندهی جایزهی کتاب سال کودک و نوجوان نیوزیلند شده است.
هرکدام از بچههای خانوادهی سانتاندر استعداد خاصی دارند: چشمهای فرانسی چیزهایی را میبینند که برای بقیه تار و مهآلودند. سَل شیبهای جاده، ارتفاع قلهها و پنجاه رقم اعشار عدد پی را حساب میکند. جو مراقب است طناب کم نیاید و بهترین مسیرها را پیدا میکند. هنوز معلوم نیست هامف چه مهارت عجیبوغریبی دارد اما… ناگهان همهی حساب و کتابها به هم میخورند. مامان از قطار جا میمانَد. یکی نشانههای جاده را جابهجا میکند. بچهها باید یکجوری جان خودشان را نجات بدهند. فقط ۲۸ روز وقت دارند تا به خط پایان برسند!






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران