در درون هر زنی نیروی قدرتمندی زندگی میکند آکنده از بصیرت، شور، خلاقیت، و دانش بیزمان. او همان «زنِ وحشی» است که طبیعت غریزی زنان را نمایندگی میکند. اما این موجود به گونهای در حال انقراض است. دکتر کلاریسا پینکولا استس، در زنانی که با گرگها میدوند با استفاده از گنجینۀ غنی داستانهای اساطیری، کهن الگوها، افسانههای پریان، و قصههای ملل، راه اتصال مجدد به این نیروی قدرتمند و سالم طبیعت غریزی زنان را نشان میدهد. ما با خواندن این قصهها و تفسیر آنها از سوی خانم استس در این کتاب بسیار ارزشمند، بار دیگر میآموزیم که به «زن وحشی» درونمان مهر بورزیم. ارج بنهیم، و او را همچون موجود جادویی و درمانگر روح خویش بپذیریم. دکتر استس در این کتاب برای توصیف روح و روان زنان ادبیات جدیدی خلق کرده است. این روانشناسیِ زنان به اصیلترین شکل خود است که بر پایۀ دانش روح استوار است.
«من به خاطر کتاب زنانی که با گرگها میدوند از دکتر کلاریسا پینکولا استس متشکرم. این اثر به خواننده نشان میدهد که جسور بودن، پرمهر بودن، و زن بودن چقدر شکوهمند است. هر کسی که سوادِ خواندن دارد باید این کتاب را بخواند.»
-مایا آنجلو
«من به خاطر کتاب زنانی که با گرگها میدوند از دکتر کلاریسا پینکولا استس متشکرم. این اثر به خواننده نشان میدهد که جسور بودن، پرمهر بودن، و زن بودن چقدر شکوهمند است. هر کسی که سوادِ خواندن دارد باید این کتاب را بخواند.»
-مایا آنجلو






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران