روثور، نویسندۀ بریتانیایی و خالق رمان رازآلود و پرمخاطب در جنگلِ تاریکِ تاریک، حالا رمان دیگری بازگشته است. رمانی به همان اندازه گیرا و مسحور کننده و اینبار در دریا: زنی در کابین10
در این داستانِ جذاب و منسجم که یادآور رمانهای آگاتا گریستی است، لوبلکلاک، خبرنگار نویسندۀ مجلۀ سفر، مـأموریتی کمنظیر نصیبش میشود: مسافرتی یکهفتهای با کشتی تفریحیِ لوکسی که تنها چند کابین دارد. آسمان صاف است، آب آرام و میهمانانِ خاص و خوشپوشِ کشتی سرمست از آغاز سفرشان با آن کشتیِ اختصاصی در دریای دلانگیزِ شمال. کابینهایش مجلل است و میهمانانیهای شام پر از شر و شور. اما روزهای هفته که میگذرد، بادهای سردی عرشهی کشتی را شلاق میزنند، آسمان خاکستری میشود و لو چیزی میبیند که آن را فقط میتوان کابوسی عجیب تلقی کرد…
روث ور با تمسک به اتفاقاتی غیرمنتظره، پیچشهایی که لرزه بر اندام میاندازد و فضایی که از قرار معلوم، به اندازهی زیبایی عجیبش، ترسناک هم هست، داستان مهیج دیگری به نام زنی در کابین 10 خلق کرده است، داستانی که وقتی تمام میشود، حتی قدرترین خوانندگان را هم تا مدتها بیقرار میگذارد. طرفداران در یک جنگل تاریک تاریک، دختری در قطار و در ژرفای آب بیشک از خواندن این رمان هم لذت خواهند برد.
در این داستانِ جذاب و منسجم که یادآور رمانهای آگاتا گریستی است، لوبلکلاک، خبرنگار نویسندۀ مجلۀ سفر، مـأموریتی کمنظیر نصیبش میشود: مسافرتی یکهفتهای با کشتی تفریحیِ لوکسی که تنها چند کابین دارد. آسمان صاف است، آب آرام و میهمانانِ خاص و خوشپوشِ کشتی سرمست از آغاز سفرشان با آن کشتیِ اختصاصی در دریای دلانگیزِ شمال. کابینهایش مجلل است و میهمانانیهای شام پر از شر و شور. اما روزهای هفته که میگذرد، بادهای سردی عرشهی کشتی را شلاق میزنند، آسمان خاکستری میشود و لو چیزی میبیند که آن را فقط میتوان کابوسی عجیب تلقی کرد…
روث ور با تمسک به اتفاقاتی غیرمنتظره، پیچشهایی که لرزه بر اندام میاندازد و فضایی که از قرار معلوم، به اندازهی زیبایی عجیبش، ترسناک هم هست، داستان مهیج دیگری به نام زنی در کابین 10 خلق کرده است، داستانی که وقتی تمام میشود، حتی قدرترین خوانندگان را هم تا مدتها بیقرار میگذارد. طرفداران در یک جنگل تاریک تاریک، دختری در قطار و در ژرفای آب بیشک از خواندن این رمان هم لذت خواهند برد.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران