دو دوست، یکی سرباز دیگری دبیر، یکی جسم را بهکار میگیرد و دیگری روح را، یکی عملکردن را یاد میدهد و دیگری فکرکردن را، یکی خشونت بهخرج دادن را در پیش میگیرد و دیگری عدم خشونت را. اما به کجا میرسند؟
کتاب در هر صفحه و هر فصلش چنان از گفتههای جاندار، تکاندهنده، گاه گزنده و گاه نوازشآمیز پر است که آدم بهفکر میافتد آنها را در جُنگی گردآوری کند، ولی چه ضرورتی دارد، کتاب خود جُنگ مفصلی است، فرآوردهای از ضدونقیضها، ظلمت و روشنایی، خلاصهای از «بودن» و «شدن» ، از طبیعت، از انسان، از آنچه که ما برایش پا به این دنیا گذاشتهایم و از رسالتی که به عهدۀ یکایک ماست.
کتاب در هر صفحه و هر فصلش چنان از گفتههای جاندار، تکاندهنده، گاه گزنده و گاه نوازشآمیز پر است که آدم بهفکر میافتد آنها را در جُنگی گردآوری کند، ولی چه ضرورتی دارد، کتاب خود جُنگ مفصلی است، فرآوردهای از ضدونقیضها، ظلمت و روشنایی، خلاصهای از «بودن» و «شدن» ، از طبیعت، از انسان، از آنچه که ما برایش پا به این دنیا گذاشتهایم و از رسالتی که به عهدۀ یکایک ماست.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران