سان… سان… ساندویچ
این لقمهی دراز و پیچ و واپیچ
با پیرهنِ کاغذی و خِشخِشی
با اون پنیرهای شُل و کِشکِشی
پیچیده بود توی خیابون بوهاش
صدام میزد: «آی داداش!
بیا تو دوستِ من باش!»
و یکعالمه شعر و ترانهی جذاب، شیرین و خواندنی که کودکان را با خوراکیهای خوشمزه آشنا میکند.
کی فکرش را میکرد که فالوده، فسنجون و باقلوا هم شعر داشته باشند؟
این لقمهی دراز و پیچ و واپیچ
با پیرهنِ کاغذی و خِشخِشی
با اون پنیرهای شُل و کِشکِشی
پیچیده بود توی خیابون بوهاش
صدام میزد: «آی داداش!
بیا تو دوستِ من باش!»
و یکعالمه شعر و ترانهی جذاب، شیرین و خواندنی که کودکان را با خوراکیهای خوشمزه آشنا میکند.
کی فکرش را میکرد که فالوده، فسنجون و باقلوا هم شعر داشته باشند؟



نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران