سه خواهر یکی از پنج نمایشنامهی بلند آنتوان چخوف، نویسندهی نامور رئالیست سدهی نوزدهم روسیه و به نظر بسیاری از اهل ادب و هنر شاهکار اوست. طنز تلخ و در عین حال بس شیرین و جذاب چخوف و به ویژه نبوغی که در شیرینی این طنز برای خواننده و تماشاگر دلآزار جلوه نکند و به عکس، هوادارانی بیشمار را از سراسر جهان جذب نمایشنامهها و داستانهای کوتاه او میکند. سه خواهر درباره سه دختر یکی از ژنرالهای درگذشته به همراه تنها برادرشان است. این چهار تن که از افراد تحصیلکرده، روشنفکر و زباندان روسیه آن روزند در محیط محدود روستایی ییلاقی زندگی میکنند و چون نمیتوانند سواد و زباندانی خود را به مردم ساوهو عامی روستا نشان دهند ناگریزند در مجالس میهمانی که برای افراد همسنخ خود بر پا میکنند دائماً جملاتی به زبان فرانسه بپرانند، و بر اثر ملالی که به آنها از زندگی در چنین محیطی دست داده هر کدام به دنبال عشقی میرود که یا در نهایت به شکست و حرمان منجر میشود و یا مثل برادرشان پس از ازدواج به ورطه عجیبی از ابتذال و عوامزدگی زنش میافتد. جالبتوجه است که ماجراهای هر سه خواهر با کشته شدن نامزد یکی از آنها در دوئلی بیمعنی و رهسپار شدن واحد نظامی که این عشقها و ماجراها با ورود آن به این منطقه آغاز شده به محل جدید ماموریت پایان میگیرد و هر سه خواهر میمانند و همان محیط ملالانگیز.




نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران