این که موجودی بسیار کوچکتر از کوچکترین سلولها، موجودی نه کاملاً جاندار و نه کاملاً بیجان که بهتنهایی و بدون استفاده از امکانات سلول میزبان قادر به زندگی مستقل نیست، سیارهای به بزرگی زمین را به گروگان بگیرد، میلیونها نفر را در تمام قارههای جهان بیمار کند و هزاران نفر را به کام مرگ بفرستد، اقتصاد جهانی را درهم بشکند و فیلسوفان را به تردید وادارد که آیا نسبت دگرگونشدۀ انسان با جهان و با جامعه اصلاً به شکل نخست بازخواهد گشت یا نه، شبیه طرح جسورانهای برای یک فیلم علمی-تخیلی بهنظر میرسد. تا همین یک سال پیش باور کردن این حجم از تخیل آسان نبود. اما اکنون کافی است نگاهی به جهان پیرامون بیندازیم و دریابیم که این کابوس نهتنها محقق شده است بلکه خود ما نیز در آن نقش داریم.
داستان کمی شبیه به رمان مسخ کافکا آغاز شد: یک روز صبح که از خواب آشفتهای بیدار شدیم دیدیم در جهانی به سر میبریم که آن را نمیشناسیم، در سیارهای که ظاهراً دیگر از آنِ ما نیست، در سیارۀ ویروسها!
داستان کمی شبیه به رمان مسخ کافکا آغاز شد: یک روز صبح که از خواب آشفتهای بیدار شدیم دیدیم در جهانی به سر میبریم که آن را نمیشناسیم، در سیارهای که ظاهراً دیگر از آنِ ما نیست، در سیارۀ ویروسها!






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران