شهرهای نامرئی به شهرهایی که میشناسیم و در آنها زندگی میکنیم شباهتی ندارند. به هیچ محدوۀ جغرافیایی یا دورۀ مشخصی از تاریخ نیز مربوط نمیشوند.حتی میتوان گفت که در شرح و تفصیلات مربوط به این شهرها مسئله اصلی شناخت «شهر» یا «شهرها» به معنای رایج آن نیست.
با سیر و سیاحت در شهرهای نامرئی، از داستانهای هزارویک شب تا زندگی سریع و مدرن آینده، همه یکجا در ذهن زنده میشود. هر شهر نام زنی را برخود دارد، و آنچه مارکوپولوی خیالی برای قوبلای محزون نقل میکند، بیش از آنکه فضایی خاص را در ذهن مجسم کند، خاطره آدمی آشنا را یادمان زنده میسازد. از یک شهر به شهر دیگر، مسیر سفر رویایی – فلسفی دنبال میشود که نشانههای آشنای آن به نقطهای پنهان در درون انسان باز میگردد؛ سفری که در آن شخص به اندیشه پر پروازی سبک میدهد؛ سفری به درون رابطۀ میان مکانها و ساکنان آنها؛ سفری آغشته به امیال و دغدغههای روحی و عصبی انسانهایی که در شهرها زندگی میکنند و …
با سیر و سیاحت در شهرهای نامرئی، از داستانهای هزارویک شب تا زندگی سریع و مدرن آینده، همه یکجا در ذهن زنده میشود. هر شهر نام زنی را برخود دارد، و آنچه مارکوپولوی خیالی برای قوبلای محزون نقل میکند، بیش از آنکه فضایی خاص را در ذهن مجسم کند، خاطره آدمی آشنا را یادمان زنده میسازد. از یک شهر به شهر دیگر، مسیر سفر رویایی – فلسفی دنبال میشود که نشانههای آشنای آن به نقطهای پنهان در درون انسان باز میگردد؛ سفری که در آن شخص به اندیشه پر پروازی سبک میدهد؛ سفری به درون رابطۀ میان مکانها و ساکنان آنها؛ سفری آغشته به امیال و دغدغههای روحی و عصبی انسانهایی که در شهرها زندگی میکنند و …






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران