جوکی جان بعد از ماهها کار علمی و طاقت فرسای آقای علوم متولد میشود و با یک سکسکه حضورش را به دنیا اعلام میکند. همزمان با ظهور جوکی جان در شهر کویری و کوچک نارپ، زندگی هم آنجا عوض میشود. به زودی ادیسون، پله و فیثاغورث شاگردان آقای علوم با جوکی جان رفاقتی به هم میزنند. پاتوق همهی آنها خانهی خاله کوکب است، جایی که بچهها به قصههای خاله از جان و دل گوش میدهند، البته تا وقتی که مغزش اتصالی نکرده باشد. این وسط آقای علوم و محمود خلبان، رانندهی تراکتور، هم با لیلو ماجراهایی دارند. همهچیز به نظر قابل کنترل است تا اینکه خروس فکلی خاله کوکب سوخت اتمی جوکی جان را مینوشد و تبدیل به هیولایی خشمگین میشود که رودرروی خاله و تیمش میایستد. خاله و شوالیههایش برای جلوگیری از خرابکاریهای آق فکلی باید او را دستگیر و مهار کنند، کاری که اصلاً آسان نیست…






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران