یکی از خواندنیترین و سحرانگیزترین رمانهای دنیا… این عبارتی است که اغلب خوانندگان و منتقدان ادبیات در وصف صدسال تنهایی به کاربردهاند. دوستان گابریل گارسیا مارکز وقتی نسخۀ خطی رمان را دریافت کردند و چند فصل از آن را خواندند، چنان به وجد آمدند که با مارکز تماس گرفتند و به او تبریک گفتند. کارلوس فوئنتس پس از خواندن تنها سه فصل از رمان، مقالهای تمجیدآمیز دربارۀ آن نوشت. این تحسینها ادامه یافت تا جایی که نویسنده را به جایزۀ نوبل رساند و دهکدۀ ماکوندو، محل وقوع حوادث داستان، را به مکانی جاودانه در ادبیات جهان تبدیل کرد. جنبههای بصری و جادویی صدسال تنهایی به قدری شگرف است که هنرمندان را به خلق ماکتها و نقش تصاویر متعددی از صحنههای کتاب سوق داده است. از این رمان میلیونها نسخه به فروش رفته و دوستداران ادبیات در سراسر جهان آن را ستودهاند.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران