دخترک گفت:«دلم میخواهد بدونم از اینها بازهم هست یا نه.»
پسرک گفت:«از کدومها؟»
دخترک گفت:«از همین قصهها. یه قصهی دیگه.»
پسرک گفت:«باید باشه. اصلا همهی نکته و هدفش همینه. ما باید توی قصههای بیشماری باشیم؛ قصههایی بدون پایان.»
گیر افتادهاند توی تاریکی یک صندوق چوبی و همدیگر را دلداری میدهند. پنج دوست عروسکی: شاه، گرگ، دخترک، پسر و جغد، هرکدام ماجرایی را از سر میگذرانند از نور و آواز، آزادی و پرواز و شکوه و هدف؛ اما در انتها آنها خوب میدانند قصهای در جریان است. قصهای رازآلود که سرنوشت هر پنجتایشان را به هم پیوند میزند.
پسرک گفت:«از کدومها؟»
دخترک گفت:«از همین قصهها. یه قصهی دیگه.»
پسرک گفت:«باید باشه. اصلا همهی نکته و هدفش همینه. ما باید توی قصههای بیشماری باشیم؛ قصههایی بدون پایان.»
گیر افتادهاند توی تاریکی یک صندوق چوبی و همدیگر را دلداری میدهند. پنج دوست عروسکی: شاه، گرگ، دخترک، پسر و جغد، هرکدام ماجرایی را از سر میگذرانند از نور و آواز، آزادی و پرواز و شکوه و هدف؛ اما در انتها آنها خوب میدانند قصهای در جریان است. قصهای رازآلود که سرنوشت هر پنجتایشان را به هم پیوند میزند.





نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران