علیه تفسیر، به عنوان کتابی که در نوع خود شأنی کلاسیک پیدا کرده، در واقع مجموعهای از نقدها و تحلیلهایی است که سانتاگ در فاصلهی سالهای 65-1962 به نگارش درآورده است. در مقالات این کتاب در مورد بسیاری از چهرهها و تحولات مهم ادبیات، هنر، و تفکر قرن بیستم و بهویژه دهههای پنجاه و شصت میلادی بحث میشود: از کامو، لوی ـ استروس، لوکاچ، سارتر، ناتالی ساروت، یونسکو، آرتو، برسون، گدار، و آلن رنه، تا مفهوم سبک، تفسیر، روانکاوری، رمان نو، فیلمهای علمیـتخیلی، هپنینگ، و هنر کیج و کمپ. اما کتاب ویژگیهایی دارد که آن را از مجموعهای از مقالات انتقادی خوب فراتر میبرد، چرا که سانتاگ دستمایه یا موضوع خاص هر نقد را به مجرایی برای طرح برخی از مهمترین مسائل فرهنگ مدرن بدل میکند؛ به نحوی که اثر یا مجموعه آثار را به عنوان جزیی از پروژهی یک زندگی یا دورهی تاریخی درک کنیم و «مسئله»، ضرورت، یا نیروی محرک آن را دریابیم.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران