Back Cover
داخل کتاب

غریبه در قایق نجات

مترجم: مندی نجات
تعداد صفحات: 270
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
نشر: قطره

قیمت: 63,000 تومان

فقط 1 عدد در انبار موجود است

انسان: اصلا چرا به خدا روی بیاوریم؟ وقتی می‎میریم، خدا کجاست؟ چه‎جور خدایی چنین مرگی را روا می‎دارد؟ هیچ‎گونه آسایش خیالی در نیروهای از نظر نهان وجود ندارد. پذیرفته‎ام که دیگر امکان نجات وجود نخواهد داشت. بیش از حد کوچکم. بیش از حد بی‎اهمیتم.
خدا: به شک عادت دارم. خیلی از کسانی که مرا پیدا می‎کنند، ابتدا شک داشتند. با علم، خورشید را کم اهمیت جلوه می‎دهید. همچنین ستارگانی را که در گنبد مینا نهاده‎ام، حتی بزرگ‎ترین مخلوقم، یعنی خودتان را. پاسخ فقط در وجود من است. تو خدا نیستی و من هرگز قطع امید نخواهم کرد. من دو بهشت خلق کردم، بالا و پایین. در لحظاتی معین، می‎توانید میانه‎شان را ببینید. مردم تدریجی می‎میرند. ضمن اینکه پیوسته هم زندگی می‎کنند. هر لحظه که نفس می‎کشند، می‎توانند عظمتی را بیابند که اینجا روی کره‎ی زمین گذاشتم. جهنمی که تو تصور می‎کنی، وجود ندارد. پروردگار منم و هرگز تنهایت نمی‎گذارم.
انسان: هر آنچه مهیاست همان خواهد شد. چه نیازی به چنین سرسپردگی‎ای دارم؟ پیشاپیش، پروردگار را ملاقات کرده‎ام. دریافتم این حالت همان فراروی از همه‎چیز و خلوت با خداست. و می‎دانستم که با خدا خلوت کرده‎ام.
خدا: مگر پروردگار در وجود همه‎ی کودکان نیست؟ طرح‎های من برای شما محدود به این دنیا نیست. همه باید به چیزی پایبند باشیم. تو به من پایبند باش. گاهی انسان باید خود قبلی‎اش را دور بیندازد تا خود کنونی‎اش را زندگی کند.
انسان: ایمان آوردم. و از رهگذر ایمان نجات یافتم. درست مطابق با وعده‎ی پروردگار. حق با پروردگار بود. همواره بهشت معلق در انتظارمان است.
و خداوند بود که سرت را بلند کرد…

نظرات کاربران

فاقد نظر کاربران

اولین نظر در مورد کتاب “غریبه در قایق نجات” را شما بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.