اِسی دختر دوازده سالهای است که از همه چیز میترسد؛ موش، قایق، تاریکی، کمد، گربه و … او مجبور میشود نیویورک را ترک کند و به همراه مادرش برای زندگی به یکی از جزایر نزدیک آن برود. این جابهجایی به خودی خود ترسناک است، اما دکتر بلک کریک، مردی که مادر اسی به تازگی با او ازدواج کرده، و خانهی بزرگ و قدیمیاش بر تعداد ترسهای او افزودهاند.
اِسی در این جزیره تنهاست و هنگام جستوجو برای یافتن حقایقی درمورد ناپدری جدیدش، مجبور میشود با تعداد زیادی از ترسهایش روبرو شود. گربهی سیاه و عجیبی که همه جا او را دنبال میکند، انگار از خیلی چیزها خبر دارد و اِسی تصمیم میگیرد در ماجراجوییهایش از حضور این گربه استفاده کند…
اِسی در این جزیره تنهاست و هنگام جستوجو برای یافتن حقایقی درمورد ناپدری جدیدش، مجبور میشود با تعداد زیادی از ترسهایش روبرو شود. گربهی سیاه و عجیبی که همه جا او را دنبال میکند، انگار از خیلی چیزها خبر دارد و اِسی تصمیم میگیرد در ماجراجوییهایش از حضور این گربه استفاده کند…





نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران